محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

573

تحفه خانى ( فارسى )

و غضبى و نومى كه سبب احتقان ابخرهء حاره سهرى نيز مىباشد كه بواسطه اشتعال روح مىباشد و غمى و همى و فزعى و تعبى و استفراغى و امتلاى و جوعى و عطشى و سدرى كه بمرتبه تسخين رطوبات بدنى نمىرساند و گاه هست كه حمى يوم مدت سه روز مىدارد و گاه چهار روز مىرود احيانا بهفت روز مىكشد و اينها را سبب . . . كه خشكى جلد است و برد و استحصاف و خزر مىباشد . [ 205 ] مقاله در بيان حمى عفنى و اين حمى و تپ يا بسيط مىباشد و بسيط آنست كه حدوث او از عفونت يك خلط باشد و يا مركب مىباشد و مراد بمركب آنست كه از دو و ما فوق دو باشند و تپ بسيط را انواعش چهار است زيرا كه اخلاط ذو قوام در بدن چهار است خون و بلغم و صفرا و سودا و تپ دموى يا متزايد است و اين اشتر اقسام دموى است يا متناقص است و اين اسلم اقسام اوست و يا متشابه است و اين در بدى و نيكى بينهماست و مراد بمتزائد آنست كه جزو متعفن از خون بيش از جزو متحلل باشد و مراد بمتناقص آنست كه جزو متعفن از خون كمتر از متحلل باشد و مراد بمتساوى آنست كه اجزاى متعفنه با اجزاى متحلله برابر باشد و اين تپ دموى را اطباء مطبقه مىنامند و قسم ثانى تپ صفراويست و تعفن صفرا يا در داخل عروق است و يا در خارج عروق و آنكه داخل عروق است او راغب لازم مىنامند و اگر چنانچه اين صفراى متعفنه بقرب دل و يا جگر باشد آن را محرقه مىنامند و اگر چنانچه بلغم مالحه نيز بقرب دل و جگر باشد و تپ حادث از او را نيز محرقه مىنامند و آنكه تعفن صفرا در خارج عروق باشد آن تپ راغب داير مىنامند و در هر دو صورت